چرا

 امام حسن(ع)

 غریب است ؟

 

می خواهم مطلبم را با یک خاطره شروع کنم!!!

سالها پیش ما با بچه های محله ، هیئتی راه اندازی کردیم به نام (مکتب الرسول) ، این هیئت به صورت مناسبتی بود و با تولد و شهادت هر امام مراسمی داشتیم.

نمی دانم چرا هر وقت روی اعلامیه مراسم هیئت نام مقدس امام حسن نوشته می شد آن مراسم با غربت خاصی همراه بود ، چه از لحاظ حال معنوی افراد و چه از لحاظ شرکت کنندگان هیئت.

اصلا گاهی وقتها متحیر می شوم ، نمی دانم شاید این از حکمت های خدا برای امام حسن (ع) باشد که از کودکی که با مادر خود در کوچه بنی هاشم بود!!! و همسر کثیف ایشان!!! و تیر باران جنازه ایشان!!! و ممانعت کردن از دفن بدن ایشان در کنار پیامبر!!! و.....

می گویند حضرت زهرا(س) به خواب یکی از مداحان معروف تشریف آورده بودند و به آن مداح فرمودند که مگر حسن پسر من نیست ، چرا برای حسنم روضه نمی خوانید !!!!

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«هنگامی که فرزندم، حسن با زهر به شهادت برسد، ملائکه‌ی هفت آسمان و مرغان هوا و ماهیان دریا بر او گریه خواهند کرد. هر کس بر او بگرید، در روزی که دیده‌ها کور شود ( روز قیامت )، دیده‌اش کور نگردد؛ هر کس بر مصیب او اندوهناک شود، در روزی که همه دل‌ها اندوهناک می‌گردد، دلش اندوهگین نگردد، و هرکس در بقیع او را زیارت کند، در روزی که قدم‌ها بر صراط لرزان است، قدمش ثابت و استوار خواهد ماند.»

بیاییم هر کس به توان خودش برای امام حسن به هر نحوی که شده اقامه عزا کند

 

                                               آيا شده بال و پرت آتش بگيرد

هر چيز در دور و برت آتش بگيرد

آيا شده بيمار باشی و نگاهت

از نيش خند همسرت آتش بگيرد

آيا شده يک روز گرم و وقت افطار

آبی بنوشی ... جگرت آتش بگيرد

آيا شده تصويری از مادر ببينی

تا عمر داری پيکرت آتش بگيرد

می گريم از روزی که می بينم برادر

در کوفه موی دخترت آتش بگيرد

می گريم از روزی که می بينم برادر

از هرم خاکستر سرت آتش بگيرد

آه ... از خنکهای گلويت بوسه ای ده

تا قبل از اينکه حنجرت آتش بگيرد

آقا بس است ديگر مگو از شعله هايت

ترسم که جان خواهرت آتش بگيرد

                                               (یاسر حوتی)