گفتگو با  آقای دوربینی

گفتگو با

آقای دوربینی

حضور مکرر حسین نمازی یا همان «آقا دوربینی» و یا به گفته خود وی «مزاحم تصویربرداران تلویزیونی»

وی که عشق و علاقه به دوربین دارد و هدفش معروف شدن در بین مردم است، نمایشگاه مطبوعات را بهترین فرصت برای کار خود دریافت و تقریبا در طول یک هفته کار نمایشگاه هر روز به آنجا سر می زد.

بسیاری از مردم با دیدن این فرد در نمایشگاه، اولین واژه ای که به بغل دستی خود می گفتند «آقا دوربینی را ببین» بود و البته یواشکی.

کاری که خود نمازی آنرا دوست دارد و می گوید نیازی به نشان دادن من به بغل دستی بصورت یواشکی نیست.

وی معتقد است که من تعجب می کنم از اینکه خود را به مردم نشان دهم، زحمات زیادی می کشم تا در کادر دوربین قرار بگیرم اما وقتی در میان مردم هستم مرا یواشکی به همدیگر نشان می دهند.

«آقا دوربینی» خود را برادرزاده حسین نمازی وزیر اقتصاد و دارایی که در شش کابینه در دولت های محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر، کابینۀ موقت محمدرضا مهدوی کنی، دولت‌های اول و دوم میرحسین موسوی و دولت اول محمد خاتمی وزیر بود، معرفی می کند.

خبرنگاری در حاشیه نمایشگاه با «آقا دوربینی» به گفت وگو نشست.
نمازی در این گفت وگو یک ساعته با لبخند و خنده های کوتاه و بلند به همه سوالات با جدیت پاسخ داد.

متن زیر خلاصه ای از این گفت وگو است:

 سوال: لطفا کمی از خودت بگو.
«آقا دوربینی»: من حسین نمازی هستم. متولد ۱۳۳۷ تهران. البته اصلیت ما از شیراز است.

سوال: رسانه ها شما را زمانی معرفی می کنند!
«آقا دوربینی»:نه. اونا اشتباه می نویسند. اسم من نمازی است نه زمانی.

 سوال: چرا اشتباه؟
«آقا دوربینی»: من برادر زاده حسین نمازی که وزیر اقتصاد و دارایی بود، هستم. روزنامه ها دقت ندارند می نویسند زمانی. من چی کار کنم.

 متاهل هستی یا مجرد؟
«آقا دوربینی»:در حال حاضر مجردم.

 سوال: چرا در حال حاضر؟
«آقا دوربینی»:چون قبلا در سال ۱۳۷۹یک بار ازدواج کردم. همسرم اصرار داشت که باید بریم شیراز. من قبول نکردم. از هم جدا شدیم.

 سوال: چرا نرفتی شیراز؟
«آقا دوربینی»: اونجا نمی تونستم معروف بشم. نرفتم.

 سوال: چند کلاس درس خوندی؟
«آقا دوربینی»: تا هنرستان فنی و حرفه درس خوندم. البته دیپلم نگرفتم.

 سوال: شغل خاصی هم داری؟
«آقا دوربینی»: بله. من کارمند وزارت ارشاد هستم. در کتابخانه پارک شهر کار می کنم. البته بعدازظهرها هم در بازار مولوی در مغازه یکی از آشناهام مشغولم.

 سوال: چقدر درآمد داری؟
«آقا دوربینی»: حدودا ماهی یک میلیون تومان.

 سوال: چی شد که علاقه مند به دوربین شدی؟
«آقا دوربینی»: این حس از بچه گی در من وجود داشت که باید آدم بزرگ و مهمی بشم. از همان کودکی این حس را داشتم.

سوال: چرا سراغ دروبین رفتی؟
«آقا دوربینی»: من چون دیدم نمی تونم با درس خوندم معروف و بزرگ بشم، رفتم سراغ دوربین.

 سوال: دوربین رو چطوری شناختی؟
«آقا دوربینی»: چند سال قبل از انقلاب، در یک مراسم عزاداری شرکت کرده بودم. جلوی یک دستگاه نشسته بودم. نمی دانستم چی هست. شب که رفتم خونه دیدم که از تلویزیون تصویر من پخش شد. کنجکاو شدم. از همان زمان سعی کردم که هر جا میرم، جلوی همان دستگاه قرار بگیرم تا خود را در تلویزیون ببینم.

سوال: یعنی شما الان بیش از ۳۰ سال «آقا دوربینی» هستی؟
«آقا دوربینی»: بله. تا ۳۰ سال دیگر هم «آقا دوربینی» خواهم بود.

سوال: پس چطور شما الان چند سال هست که معروف شدی؟ چرا قبلا کسی تو را نمی شناخت؟
«آقا دوربینی»: من فقط دوست داشتم مرا تلویزیون نشان دهد و مردم مرا ببینند. دوست نداشتم لو بروم و هویتم مشخص بشه.

سوال: اگر مردم تو را نمی شناختن، چطوری می خواستی معروف بشی؟
«آقا دوربینی»: آخه مردم مرا می دیدند من خوشحال می شدم اما وقتی خبرنگاران مرا شناختند، دیگه کار من سخت شد.

سوال: یعنی چی؟
«آقا دوربینی»: یعنی وقتی هویت من معلوم شد، سعی می کنند که از من عکس و فیلم نگیرن و این کار مرا سخت کرده است.

سوال: از کی هویت شما لو رفت؟
«آقا دوربینی»: اوایل کسی مرا نمی شناخت. اما مرا همیشه تلویزیون نشان می داد. بعد از اینکه کامران نجف زاده خبرنگار صداوسیما با من مصاحبه کرد، دیگه همه مرا شناختند. بعد از آن هم حسینی بای دیگر خبرنگار صداوسیما به سراغ من آمد و من دیگر لو رفتم و کارم خیلی سخت شد.

سوال: از نجف زاده و حسینی بای و دیگر خبرنگاران که تو را لو دادند، ناراحت نیستی؟
«آقا دوربینی»: نه. چون اونا مرا به هدفی که می خواستم رساندند.

سوال: وقتی تورا می بینن چی می گن؟
«آقا دوربینی»: یواشکی به بغل دستی خود می گن «آقا دوربینی را ببین». تعجب می کنم از این کار اونا.

سوال: چرا تعجب؟
«آقا دوربینی»: چون من برای اینکه خود را به مردم نشان دهم زحمات زیادی می کشم تا در کادر دوربین قرار بگیرم اما وقتی در میان مردم هستم مرا یواشکی به همدیگر نشان می دهند. من خوشحال میشم اونا مرا می بینن. نیازی به کار یواشکی نیست.


سوال: چطوری تشخیص می دهی که در کجا باید باشی تا همیشه در تصویر باشی

«آقا دوربینی»: روی آنتن رفتن کار سختی است. بخصوص بعد از آنکه لو رفتم.اما چون تجربه بیش از ۳۰ ساله دارم برام عادی شده و مشکلی نیست. من دقیقا حالت و زاویه فیلمبرداری را می دانم.

سوال: یعنی چی؟
«آقا دوربینی»: یعنی وقتی چراغ بالای دوربین روشن میشه، اون زمانی است که فیلمبردار کار خود را آغاز کرده و من سریع پشت سر مسئولین قرار می گیرم. دیگه اونا نمی تونند مرا حذف کنن. اگر بخواهن مرا سانسور کنن، باید اصل فیلم را پخش نکنن.

سوال: اینکه پشت سر مسئولین قرار بگیری و در تصویر باشی که هنر نیست؟
«آقا دوربینی»: ببینید در مراسمات جمعیت زیادی هستن. مثلا در مراسم سالگر امام راحل میلیونها نفر حضور دارند اینکه شما در کجا و چطوری قرار بگیری تا حتما در تصویر باشی و کارگردانان نتونن تو را از تصویر حذف کنن، هنری است که هیچ کس نداره و من با تجربه، این هنر را کسب کردم.

سوال: تا بحال هم شده به خاطر اینکه در کادر تصویربرداران نباشی باهات دعوا کنن؟
«آقا دوربینی»: بله. خیلی زیاد. اما برام مهم نیست. اونا یک شغلی دارن و من هم یک علاقه ای. باید میان این دو به یک جمع بندی رسید.

 

سوال: دعواها به چه صورت بود؟

«آقا دوربینی»: مثلا مرا کنار می زنند و یا گلاویز میشیم. دعوای لفظی هست.

 سوال: برخورد فیزیکی هم می کنی؟
«آقا دوربینی»: نه اصلا. من بخاطر علاقه ای که به دوربین دارم به صاحبان دوربین احترام می گذارم.

سوال: تو کار فیلمبرداران را خراب می کنی؟
«آقا دوربینی»: من یک علاقه ای دارم. مجبورم. چه ایرادی داره که من هم در فیلم باشم.

 سوال: چرا اینقدر به دوربین علاقه داری؟
«آقا دوربینی»: ببینید خدا در هر فرد یک حسی قرار داده. یکی به کفتر بازی علاقه داره. یکی به ورزش. یکی به رانندگی. من هم به دوربین علاقه دارم.

سوال: چطوری از مراسمات و برنامه ها مطلع میشی؟
«آقا دوربینی»: من وقتی برای دیدن خود به تلویزیون نگاه می کنم، اخبار را گوش می دهم و از همین طریق مطلع میشم.

سوال: یعنی اتفاق افتاده تا بحال در جایی باشی اما دوربین نباشه؟
«آقا دوربینی»:اره. مثلا در برخی مراسمات ارزشی شرکت می کنم. اونجاها دوربین نیست.

سوال: مثلا کجا؟
«آقا دوربینی»: نماز جماعت در مسجد ها.

سوال: هیئت هم میری؟
«آقا دوربینی»:بله. غذای هیئت حتی اگر یک لیوان چای باشه خیلی لذیذ و با برکت است.

سوال: از اینکه اون روز و یا اون شب در تلویزیون می تونستی باشی اما نیستی، ناراحت نمیشی؟
«آقا دوربینی»: چرا، میشم. خیلی دچار استرس میشم. تا صبح هم خوابم نمی بره. با خود میگم کاش می رفتم این برنامه یا مراسم را.

سوال: آخرین مراسمی که رفتی کی بود؟
«آقا دوربینی»: صبح امروز سه ساعت پیش (سه شنبه ۱۰ آبان). در مراسم تشیع جنازه آیت اله زنجانی در دانشگاه تهران.

سوال: کجا حضور داشتی؟ در کادر دوربین بود؟
«آقا دوربینی»: بله. من دقیقا پشت سر آیت الله مهدوی کنی و صالحی وزیر خارجه قرار گرفتم. یعنی دقیقا در جایی حضور یافتم که صدرصد در کادر تلویزیون خواهم بود. چون صداوسیما حتما تصویر این ۲ نفر را پخش می کنه و نمی تونه مرا سانسور کنه.

سوال: در تصویر بودی؟
«آقا دوربینی»:قطعا هستم. میخواستم برم اخبار ساعت ۱۴ را ببینم و مطمئن بشم که در تصویر هستم اما مصاحبه با شما مانع شد. حیف شد.

سوال: بالا ترین مقامی که تا الان از نزدیک دیدی کی بود؟
«آقا دوربینی»: من امام راحل را از نزدیک دیدم و دستش را هم بوسیدم.

سوال: چطوری رفتی پیش امام(ره)؟
«آقا دوربینی»: به بواسطه عمو ام حسین نمازی که وزیر اقتصاد و دارایی بود.

سوال: کی رفتی؟
«آقا دوربینی»: عموم ام در کابینه رجایی وقتی داشت می رفت پیش امام (ره) مرا هم همراش برد. من در اون جلسه دست امام راحل را هم بوسیدم.

سوال: خاطره ای هم از حرم امام داری؟
«آقا دوربینی»: سه یا چهار سال پیش که در حرم امام بودم. وقتی در تلاش بودم تا در کادر دوربین باشم مرا شناختن. بعد از چند دقیقه یکی از مسئولین به من گفت که دوست داری آقا سید حسن را ببینی؟ من هم گفتم که بله. بعد مرا بردن پیش ایشون. با هم دیده بوسی کردیم.

سوال: سیدحسن تو را می شناخت؟
«آقا دوربینی»: بله. کاملا می شناخت. با همان اسم «آقا دوربینی».

 سوال: در زمان جنگ کجا بودی؟
«آقا دوربینی»: من اون موقع عضو پایگاه بسیج بودم. البته به دلیل بیماری صرع نمی تونستم جبهه برم. اما در پایگاه ها در کار خدمات رسانی کمک می کردم.

سوال: اگر مشایی را ببینی از نزدیک چی میگی بهش؟
«آقا دوربینی»: میگم خودش را درست کنه. راه درست را بره. در خط ولایت باشه. منحرف نشه.

 سوال: احمدی نژاد را تا بحال از نزدیک دیدی؟
«آقا دوربینی»: اره. چند بار دیدم.

 سوال: کی و کجا؟
«آقا دوربینی»: زمانی که شهردار بود. همش می آومد در خیابان طالقانی در نمازجمعه شرکت می کرد و من هم همیشه اون رو می دیدم. یا زمانی که کردان وزیر سابق کشور فوت کرد، در مراسم تشیع جنازه آقای احمدی نژاد را دیدم.

سوال: چیزی هم بهش می گفتی؟
«آقا دوربینی»: نه. فقط سلام می کردم.


سوال: فکر می کنی چقدر معرف هستی؟

«آقا دوربینی»: خیلی زیاد. مردم همه مرا می شناسن. حتی شهرستانی ها.

سوال: خانواده ات چیزی بهت نمی گن؟
«آقا دوربینی»: هروقت که صبح زود از خونه میرم بیرون، خانواده ام می فهمن که یک نفر فوت کرده و امروز تشیع جنازه هست. اونا همیشه به من میگن اگر این همه در مراسمات شرکت می کردی، به خاطر ثواب می رفتی، الان بهشت را گرفته بودی.

سوال: چرا برای ثواب نمیری؟
«آقا دوربینی»: برای من دوربین مهم است.

سوال: چه زمانی در مراسم حضور پیدا می کنی؟
«آقا دوربینی»:معمولا نیم ساعت زودتر از آغاز مراسم. وقتی رسیدم بررسی می کنم که باید در کجا باشم تا در کادر دوربین قرار بگیرم.

سوال: بستگان ات وقتی تو را در تلویزیون می بینن، چی میگن؟
«آقا دوربینی»:میگن ما تو را از نزدیک نمی بینیم اما در تلویزیون همیشه می بینیم.

سوال: انتخابات مجلس نهم در اسفند امسال برگزار میشه فکر می کنی اگر کاندیدا بشی رای بیاری؟
«آقا دوربینی»:اره. خیلی رای میارم.

 سوال: پس چرا کاندیدا نمی شی؟
«آقا دوربینی»: اگر نماینده بشم، نمی تونم همیشه جلوی دوربین باشم. من دوربین را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد.

سوال: الان (بعدازظهر سه شنبه ۱۰ آبان) مجلس داره حسینی وزیر اقتصاد را استیضاح می کنه، نظرت راجع به این کار مجلس چیه؟
«آقا دوربینی»: باید وزیر استیضاح بشه تا موضوع سه هزار میلیارد تومان در کشور مشخص بشه. اگر همان زمانی که مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با مفاسد، فرمان هشت ماده ای را صادر کردند، مسئولین به این فرمان توجه می داشتند، الان شاهد این موضوعات در کشور نبودیم.


سوال: برنامه کاری روزهای آینده ات چیه؟
«آقا دوربینی»:در چند روز آینده سرم خیلی شلوغه. مراسم دعای عرفه، نماز عید قربان، مراسم شهادت امام محمدباقر در مهدیه تهران و... در پیش رو دارم.

سوال: چند خاطره خوب می تونی بگی؟
«آقا دوربینی»: کار من همش خاطره است.

 سوال: چند تا را تعریف کن.
«آقا دوربینی»: وقتی نجف زاده با من مصاحبه کرد شب تلویزیون اون را پخش کرد. در حین پخش، من در پل کریمخان در حال عبور بودم. یک دفعه دیدم در یک مغازه تلویزیون فروشی، در بیش از ۲۰ تلویزیون همه دارن تصویر مرا پخش می کنن. خیلی خوشحال شدم. آنقدر خوشحال شدم که بیخود می خندیدم.

سوال: یک خاطره دیگه؟
«آقا دوربینی»: در ۹ دی پارسال در تجمع شرکت کردم. فرداش یکی از بستگانم گفت که دیشب ماهواره ها دور تصویر و عکس من خط قرمز کشیدند و اعلام کردند که من جیره خوار رژیم هستم و با گرفتن پول در مراسم حضور یافتم.

سوال: تو چی گفتی؟
«آقا دوربینی»: من خندیدم. آخه اونا آنقدر بدبخت هستن که نمی دانن که من «آقا دوربینی» معروف هستم.

سوال: یک خاطره تلخ؟

«آقا دوربینی»:چند سال پیش در مهدیه تهران در مراسم شهادت امام جواد (ع) حضور داشتم. کنار فیلمبردار بودم. کارگردان از طریق گوشی به فیلمبردار گفت که از اون آقای عینکی تصویر نگیر. من شنیدم. اما سعی کردم که هر طوری شده در کادر باشم. صبح فردا وقتی دیدم تصویر مرا حذف کردند خیلی ناراحت شدم. تصویربردار دقیقا از نفر کناری من فیلم گرفت و مرا حذف کرد.

منبع:جهان


۱۰ فایده باورنکردنی روزه از زبان "دکتر بیودون آوسوسی"

۱۰ فایده باورنکردنی روزه

از زبان"دکتر بیودون آوسوسی"


یک متخصص آفریقایی در زمینه فواید روزه به ۱۰ نکته مهم و باور نکردنی اشاره کرده و بر آن تاکید می‌کند.

خبرگزاری فارس: ۱۰ فایده باورنکردنی روزه تشریح شد

بسیاری از مردم روزه را به عنوان یک وظیفه دینی و شرعی خود می‌دانند، اما فقط تعداد کمی درباره فواید روزه بر سلامت آگاه هستند.

روزه‌داری اگر به درستی اجرا شود یک تمرین خوب است. روزه باعث حذف سموم بدن و کاهش قند و ذخایر چربی خون می شود.

روزه عادات غذا خوردن سالم را ترویج کرده و ایمنی بدن را نیز تقویت می‌کند. یک متخصص آفریقایی در این مقاله به 10 فایده بهداشتی روزه گرفتن اشاره می کند.

1. روزه سم زدایی می‌کند

غذاهای فرآوری شده حاوی مقدار زیادی از مواد افزودنی هستند. این مواد افزودنی ممکن است در بدن به مواد سمی تبدیل شوند. برخی از آنها تولید محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته را ترویج می‌کند.

بسیاری از این سموم به شکل چربی ذخیره می‌شوند. در زمان روزه گرفتن به ویژه زمانی که مدت آن طولانی تر شود، این چربی‌‌ها می‌سوزند و سموم آزاد می‌شوند؛ کبد، کلیه و سایر ارگان‌ها در بدن در سم زدایی نقش دارند.

2. روزه به دستگاه گوارش استراحت‌ می‌دهد

در طول روزه‌داری، دستگاه گوارش استراحت می‌کند؛ عملکرد فیزیولوژیک طبیعی به ویژه در تولید ترشحات گوارشی ادامه می‌یابد اما میزان آن را کاهش می‌دهد.

روزه گرفتن به حفظ تعادل مایعات در بدن کمک‌ می‌کند؛ تفکیک مواد غذایی در نرخ‌های ثابت روی می‌دهد.

در پی این الگوی تدریجی آزادسازی انرژی دنبال می‌شود. با این حال روزه داری تولید اسید معده را متوقف نمی‌کند؛ به همین دلیل به بیماران مبتلا به زخم معده توصیه می‌شود با احتیاط روزه بگیرند، برخی از کارشناسان معتقدند که این افراد نباید روزه بگیرند.

3. روزه پاسخ التهابی را برطرف می‌کند

برخی از مطالعات نشان می‌دهد که روزه داری بیماری های التهابی و آلرژی را بر طرف می‌کند.

از نمونه‌های بیماری‌های التهابی می توان به ورم مفاصل، ورم مفاصل و آرتریت روماتوئید و بیماری‌های پوستی مانند پسوریازیس اشاره کرد.

برخی از کارشناسان بر این باورند که روزه گرفتن ممکن است بیماریهای التهابی روده مانند «کولیت اولسراتیو» را نیز بهبود بخشد.

(کولیت اولسراتیو نوعی بیماری التهابی مزمن است که در آن مخاط معقد و روده بزرگ دچار التهاب و زخم یا اولسرهای کوچک می‌شود.)

4. روزه قند خون را کاهش می‌دهد

روزه گلوکز را تجزیه می‌کند به طوری که بدن می‌تواند انرژی کسب کند؛ روزه تولید انسولین که از پانکراس ترشح می‌شود را همچنین کاهش می‌دهد.

«گلوکاگون» به منظور تسهیل در تجزیه گلوکز تولید می‌شود؛ در نتیجه روزه منجر به کاهش قند خون می‌شود.

(گلوکاگون هورمونی است که هنگام افت غلظت گلوگز در خون از سلول‌های آلفای جزایر لانگرهانس لوزالمعده ترشح می‌شود؛ عملکرد گلوکاگون برعکس انسولین موجب افزایش قند خون می‌شود.)

5. روزه تجزیه چربی‌‌ها را افزایش می‌دهد

اولین پاسخ بدن به روزه گرفتن، شکستن گلوکز است. وقتی ذخایر گلوکزها تمام شد، کتوزها آغاز می‌شوند. این شکستن چربی‌ها به آزاد شدن انرژی منتهی می‌شود. چربی‌های ذخیره شده در کلیه و ماهیچه‌ها برای آزاد شدن انرژی شکسته می‌شوند.

6. روزه فشارخون بالا را تعدیل می‌کند

روزه گرفتن یکی از روش‌های غیر دارویی برای کاهش فشار خون است؛ روزه کمک می کند تا خطر ابتلا به «آترواسکلروز» کاهش یابد.

آترواسکلروز گرفتگی عروق توسط ذرات چربی است؛ در زمان روزه گلوکز و بعد از آن، ذخایر چربی برای تولید انرژی استفاده می شود.

میزان سوخت و ساز در طول روزه داری کاهش می یابد؛ هورمون ترس مانند «آدرنالین» و «نورآدرنالین» را همچنین کاهش می دهد.

روزه متابولیک ثابت را در حد کم حفظ می کند که آن از مزایای کاهش فشار خون است.

7. روزه کاهش وزن را ترویج می‌کند

روزه داری باعث کاهش وزن سریع است؛ ذخایر چربی در بدن را کاهش می دهد. با این حال روزه یک استراتژی خوب برای از دست دادن وزن نیست.

کاهش مصرف چربی و قند، و افزایش میوه و بقیه اقدامات برای رسیدن به کاهش وزن بهتر است.

8. روزه رژیم غذایی سالم را ترویج می‌کند

مشاهده شده است که روزه میل به مصرف غذاهای فرآوری شده را کاهش می دهد.

روزه همچنین میل به غذاهای طبیعی، به ویژه آب و میوه را ترویج می‌کند در واقع در این روش روزه شیوه زندگی سالم را رواج می‌دهد.

9. روزه ایمنی بدن را افزایش می دهد

زمانی که افراد روزه می گیرند ایمنی بدن با این عمل افزایش می یابد به این گونه که روزه سموم بدن را از بین می برد و در کاهش ذخیره چربی به بدن کمک می کند.

هنگامی که افراد در زمان شکستن روزه میوه می خورند، آنها ذخایر ضروری بدن از ویتامین ها و مواد معدنی را افزایش می دهند.

ویتامین A و E آنتی اکسیدان های خوبی هستند که به آسانی در میوه ها یافت می شوند، آنها به تقویت ایمنی بدن کمک می کنند.

10. روزه گرفتن به ترک اعتیاد کمک می کند

برخی از محققان معتقدند که روزه داری می تواند به معتادان در کاهش اشتیاق خود به نیکوتین، کافئین و سایر سوء مصرف مواد کمک کند.

اگر چه رژیم های مورد نیاز دیگر برای حل و فصل اعتیاد وجود دارد اما روزه می تواند در این امر نقش مهمی را ایفا کند.

نویسنده مقاله: دکتر بیودون آوسوسی

مترجم: مریم قره داغی