زندگی حسینی



اول می خواهم  مطلبم را با چند سوال شروع کنم 

1- چرا باید بعد از 1400 سال که واقعه عاشورا اتفاق افتاد ما هنوز باید عزاداری کنیم 

2- آیا هدف امام حسین (ع) از شهادتشان این بود که ما برای ایشان فقط عزاداری کنیم 

3- آیا بهتر نیست که بیشتر از این که عزاداری کنیم به فکر عبرت ها ی عاشورا باشیم 


نمی خواهم با این سوال هایی که در ابتدا کردم عزا داری برای سید الشهدا را زیر سوال ببرم ، اتفاقا باید این مراسم ها خیلی با شور و حال حسینی انجام بشود.


حرف من این است که آیا ما نباید به جای این که فقط عزاداری کنیم ، بیاییم و ببینیم که چرا امام حسین دست زن و بچه خود را گرفت و به سرزمین کربلا رفت و از مال ، زن ، بچه ، و حتی از آبروی خود گذشت .


این که امام در آن بهبوهه تا صدای اذان را شنید نماز خواند.

این که امام در آن بهبوهه چگونه بر بالین جون رسید .

این که امام در آن بهبوهه چگونه حر را از آتش جهنم نجات داد.

و.......


به خدا دیگر بس است !


من فقط گریه میکنم ، اما رفتارم بوی حسین نمی دهد!!!

من گریه میکنیم ، اما نمازم بوی خدا نمی دهد!!! 

من گریه میکنم ، اما معامله ام با خدا نیست!!!

من گریه می کنم اما ، حاضر نیستم از مالم بگزرم چه برسد به جان و فر ند و آبرو!!! 


تو را به حق امام حسین بیاییم فقط یکی از عبرت های 

عاشورا را در زندگیمان اجرا و عملی کنیم


فقط یکی !


اگر بهتر شدیم همه رفتارمان هم مثل امام حسین کنیم

آن وقت زندگیمان حسینی میشود