هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

 

به قول داداشم 

هرمسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

 

امروز پنج شنبه هست میرم که مثل همیشه سوار مترو بشم و برم دانشگاه .

قبل از این که حرکت کنم در حین خوردن صبحانه یاد اون صحنه ای افتادم که دیروز موقع برگشت توی مترو دیدم که !!!

یه پسر جوان که به صورت کامل آرایش کرده بود و دستش توی دست دوست دخترش بود ، با صدای بلند مشغول گوش کردن موسیقی بودن که فکر میکنم به آن رپ میگن .

رفتم خیلی با ملایمت گفتم ببخشید آقا فکر میکنم این مکان عمومی باشد،امکان داره فقط خودتون گوش بدید ،گفت به شما ربطی ندارد ، من هم تو دلم گفتم خدا تو شاهد باش من امر به معروف کردم و به قضیه خاتمه دادم .

الان توی این فکر هستم که چرا باید بعضی ها فعل حرام را در ملاء عام با افتخار انجام بدهند ولی من طلبه،من دانشجو،من بسیجی،خجالت میکشم که توی مترو قرآن باز کنم و بخونم ، چه برسه امر به معروف کنم.

اصلا میخوام ببینم مقصر کیه ، رهبر ، دولت ، نیروی انتظامی!!!

 نه هیچ یک از اینها مقصر نیستن !!!

مقصر من هستم که جرات امر به معروف را ندارم 

مقصر من هستم که روم نمیشه توی مترو با افتخار قرآن بخونم

 مقصر من هستم که توی دانشگاه روم نمیشه تا اذان گفتن آستین بالا بزنم و وضو بگیرم

مقصر من هستم که خیال میکنم از همه بهتر هستم

مقصر من هستم که............................

 

 

بیاید همه از امروز علاوه بر این که خودمان به امام زمان نزدیک تر میشویم ، دیگرانی که در حال گناه هستند امر به معروف کنیم به قول داداشم هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

کل یوم عاشورا  کل ارض کربلا

    

    کل یوم عاشورا    

 

کل ارض کربلا

 

نمی دانم این جمله از معصوم است یا نه ولی هر چه هست واقعا جمله زیبایی است و برای تمام طول تاریخ یک شاخص است.

وقتی که این نا معادلات را در سطح جهان می بینم  و می بینم که عده ای شمر زمان خود هستند  ، عده ای حسین(ع) ، عده ای تماشا کننده ، عده ای خوارج ، عده ای منافق و...

این که اصلا دارم این حرفها را می گویم برای این است که و قتی کلمه فلسطین را در گوگل جستجو کردم با تصاویری مواجه شدم که روز عاشورا به یادم آمد ، سرهای بالای نیزه کشتن شیر خواره، زن های آواره ، مشک پاره پاره ، کتک های ظلمانه و...

من نتیجه گیری نمی کنم دوست دارم خود شما با دیدن این تصاویر نتیجه گیری کنید

 

 

آفرینش مگس

 

آفرینش مگس

 

 

روزی مرد دانا و اهل خدایی نزد یکی از پادشاهان مهمان بود. 

وقتی که شب شد و پادشاه قصد خواب را کرد مگسی آمد  و با صدای ویز ویز خود مزاحم خواب پادشاه  می شد ، و هر بار که پادشاه قصد پراندن آن را داشت محکم با دست خودش به صورتش میزد.

دیگر اعصابش خورد شده بود و با ناراحتی از مزد دانا پرسید < اصلا چرا خدا موجود مزاحمی مثل مگس را خلق کرده است >

مرد دانا گفت برای این که ناتوانی ها و ستم گری های آدم های مغرور را به آنها بفهماند و به آنها بفهماند که با وجود حکومت بر یک کشور ، در مقابل یک مگس نا توانند !!!

 

 مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم ...!

                                                                                             (حسین پناهی)

در مقابل غرب دفاع نداریم هجوم داریم

 

ما در مقابل غرب دفاع

 

نداریم هجوم داریم

 

 

 

 
 
 
پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به سؤالی درباره زنان
 
من يك وقتى گفتم؛ از من سؤال كردند كه شما در مقابل آنچه كه غربى‌ها درباره‌ى مسئله‌ى زن در كشور ميگويند، چه دفاعى داريد؟
 من گفتم: ما دفاع نداريم، ما هجوم داريم!
 ما در مسئله‌ى زن، از غرب طلبگاريم؛ ما مدعى غربيم؛ آنها هستند كه دارند به زن ظلم ميكنند، زن را تحقير ميكنند، جايگاه زن را پائين مى‌آورند؛ به اسم آزادى، به اسم اشتغال، به اسم مسئوليت دادن، آنها را مورد فشارهاى روحى، روانى، عاطفى و اهانت شخصيتى و شأنى قرار ميدهند؛آنها بايد جواب بدهند.
جمهورى اسلامى در اين زمينه يك مسئوليتى دارد. جمهورى اسلامى در مسئله‌ى زن بايد به طور صريح و بدون هيچ مجامله، حرف خودش را - كه عمدتاً اعتراض به نگاه غربى و اين نامعادله‌ى ظالمانه‌ى غربى است - بگويد. با اين نگاه، آن وقت مسئله‌ى حجاب، مسئله‌ى نوع ارتباط زن و مرد، همه معنا پيدا ميكند. اين يك مسئله است.

                                                                     
 
                                                                      بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه  01/03/1390

داستان واقعی

 

آیا

 

این داستان واقعی است

 

 

من خیلی خوشحال بودم! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم، والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…


...فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از
من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی!

سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به
من پیشنهاد بد داد،

که .......................................................................................................

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…

و گفتم من نمی تونم محبت اهل بیت را با یک کار حرام عوض کنم.

و سریع از خونه خارج شدم…!

وقتی به جلوی در رسیدم...

یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!

ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم

به خانوادهء ما خوش اومدی !!!


خودت را انتخاب کن

 

خودت انتخاب کن

 

به نظر من تمام آدمها ، چه زن چه مرد به ۴ دسته تقسیم می شوندکه دو ست دارم خودتان را در یکی از این ۴ گروه زیر معرفی کنید.

 

 

 

 

سرباز شماره ۱ــ اینها سرباز دشمن هستند که علاوه بر این که می دانند که دشمن اسلام هستند  به هر نحوی که میشود هم به اسلام ضربه می زنند (اصحاب شمال)

 

سرباز شماره۲ــ اینها ظاهرا دوستار ایرانند و خودشان هم به خیال خود دوست هستند ولی ضربه ای که این گروه از روی جهالت میزنند بسیار سنگین است و در زمین دشمن گل می زنند (خوارج)

 

سرباز شماره ۳ــ اینها هم دوستان ایران واسلام هستند و دوست دارند به هر نحوی هم که شده  کمک کنند  (اصحاب یمین)

 

سرباز شماره ۴ــ اینها کسانی هستند که دوستان ایران و اسلام هستند و خوب می دانند با دشمن چگونه مبارزه کنند و پرچم اسلام را بالا نگه داشته اند (وسابقون السابقون)  

 

نامه خصوصی انیشتین به آیت الله بروجردی

 

نامه خصوصی انیشتین

 

به آیت الله بروجردی

 

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، اسلام  را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی است

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : <هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...> اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

 

اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده

منبع: سایت آیت الله برجردی

 

عجب روزگاری

 

عجب روزگاری!!!

 

روزگاری میشود که مردم ۵ چیز را دوست دارند و از ۵ چیز بدشان می آید

 

 

دوست دارند رئیس باشند ولی اما عدالت را فراموش می کنند

دوست دارند ثروت جمع میکنند ولی به فکر خمس و زکات نیستند

ساختمان های مجلل رادوست دارند ولی قبر را فراموش می کنند

حیات و زندگی را دوست دارند ولی مرگ را فراموش می کنند

دنیا را دوست دارند ولی آخرت را فراموش می کنند

دزد دین

دزد دین

روزی دزدی کیفی پیدا کرد که در آن جواهر های قیمتی پیدا کرد ، و در آن تکه ای آیت الکرسی بود. او بسته را  به صاحبش باز گردانید.

علت را از او سوال کردند: گفت<به عقیده صاحب مال این آیه مال او را از دستبرد دزد نگاه می دارد ، اگر من مال او را می بردم دزد مال او نبودم بلکه دزد دین او بودم ، من دزد دین مردم نیستم>

اعتماد به خدا

اعتماد به خدا

ا

شیخی سفر حج خود رچنین نقل کرده است: خواستم به حج بروم چون به شهری رسیدم ،دلو آبی هم داشتم، تشنه شده بودم ، چاهی دیدم که کره آهویی از آن آب می خورد ، چون به سر چاه رفتم آب پایین رفت .

گفتم: خدایا ارزش من از این آهو کمتر است ؟ چون این را بگفت ، آوایی شنید که در گوشش گفت : ای مرد ! این آهو دلو آبی نداشت ولی به ما اعتماد داشت. 

ماه رمضان

پیامبر اعضم:

در های آسمان در نخستین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود

بحار النوار ج ۹۶ ص ۳۴۴

 

انگار همین چند شب پیش بود که داشتیم می گفتیم که ماه رجب اومده و اعتکاف کجا ثبت نام کنیم ، بعضی ها هم مثل من داشتیم حسرت می خوردیم که چرا اعتکاف نیامدیم

چشم روی هم گذاشتیم و ماه شعبان و نیمه شعبان هم تمام شد و منتظر ماه رمضان بودیم از یک طرف خیلی خوشحال بودیم که وارد مهمانی خدا می شویم از یک طرف می گفتیم که میشه روزی ۱۴ -۱۵ ساعت روزه بگیریم؟!

۱۵روز از ماه رمضان گذشت و دیدیم که هم آن گونه که باید استفاده کنیم استفاده نکردیم و هم به راحتی روزه هامون هم گرفتیم.

 

سلام

سلام

خوش آمد می گویم هم به خودم که این وبلاگ را راه اندازی کردم و هم به شما دوستان عزیز که از این وبلاگ دیدن میکنید.

من خیلی با راه و رسم وبلاگ آشنایی ندارم و اگر ظاهر مناسبی ندارد چون تازه یاد کرفتم.

هدف من از این وبلاگ چند اصل است که آنها را به صورت خلاصه میگم:

۱ـدر دوران غیبت حضرت صاحب الزمان(عج) به هر طریق ممکن حتی مثل یک سرباز پیاده در این جنگ سایبری با دشمن مجازی جنگ کنیم.

۲ـ راه امام و شهدا را ادامه بدهیم.

۳ـگوش به فرمان ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای باشیم.